رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 1218غزل شمارهٔ 1218شاعر: رومیوزن: مفتعلن مفتعلن مفتعلن مفتعلن (رجز مثمن مطوی)قافیہ: شصنف: غزلصداکار: عندلیبآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںای شب خوش رو که توی مهتر و سالار حبشما ز تو شادیم همه وقت تو خوش وقت تو خوش2نقل کریںعشق تو اندرخور ما شوق تو اندر بر مادست بنه بر سر ما دست مکش دست مکش3نقل کریںای شب خوبی و بهی جان بجهد گر بجهیگر سه عدد بر سه نهی گردد شش گردد شش4نقل کریںشش جهتم از رخ تو وز نظر فرخ توهفت فلک را بدهد خوبی و کش خوبی و کش◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمالحذر از عشق حذر هر کی نشانی بودشگر بستیزد برود عشق تو برهم زندشرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 1217اگلی نظمیار نخواهم که بود بدخو و غمخوار و تُرشچون لحد و گور مغان تنگ و دل افشار و ترشرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 1219آڈیوصداکار منتخب کریںعندلیبآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمالحذر از عشق حذر هر کی نشانی بودشگر بستیزد برود عشق تو برهم زندشرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 1217
اگلی نظمیار نخواهم که بود بدخو و غمخوار و تُرشچون لحد و گور مغان تنگ و دل افشار و ترشرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 1219