رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 1217غزل شمارهٔ 1217شاعر: رومیوزن: مفتعلن مفتعلن مفتعلن مفتعلن (رجز مثمن مطوی)قافیہ: دشصنف: غزلصداکار: عندلیبآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 111نقل کریںالحذر از عشق حذر هر کی نشانی بودشگر بستیزد برود عشق تو برهم زندش22نقل کریںاز دل و جان برکندش لولی و منبل کندشسیل درآید چو گیا هر طرفی میبردش33نقل کریںاوست یقین رهزن تو خون تو در گردن تودور شو از خیر و شرش دور شو از نیک و بدش44نقل کریںباده خوری مست شوی بیدل و بیدست شویبیست سلامت بودش درکشدش خوش خوردش55نقل کریںپای در این جوی نهی تا به قیامت نرهیهر که در این موج فتد تا لب دریا کشدش66نقل کریںگول شود هول شود وز همه معزول شوددست نگیرد هنرش سود ندارد خردش77نقل کریںای دم تو دام خمش بیگنهان را بمکشای رخ تو باده هش مست کند تا ابدش◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمگر عاشقی از جان و دل جور و جفای یار کشور زانک تو عاشق نهای رو سخره میکن خار کشرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 1216اگلی نظمای شب خوش رو که توی مهتر و سالار حبشما ز تو شادیم همه وقت تو خوش وقت تو خوشرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 1218◆آڈیوصداکار منتخب کریںعندلیبآڈیو چلائیں0:000:00◆ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمگر عاشقی از جان و دل جور و جفای یار کشور زانک تو عاشق نهای رو سخره میکن خار کشرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 1216
اگلی نظمای شب خوش رو که توی مهتر و سالار حبشما ز تو شادیم همه وقت تو خوش وقت تو خوشرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 1218