رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 1217غزل شمارهٔ 1217شاعر: رومیوزن: مفتعلن مفتعلن مفتعلن مفتعلن (رجز مثمن مطوی)قافیہ: دشصنف: غزلصداکار: عندلیبآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںالحذر از عشق حذر هر کی نشانی بودشگر بستیزد برود عشق تو برهم زندش2نقل کریںاز دل و جان برکندش لولی و منبل کندشسیل درآید چو گیا هر طرفی میبردش3نقل کریںاوست یقین رهزن تو خون تو در گردن تودور شو از خیر و شرش دور شو از نیک و بدش4نقل کریںباده خوری مست شوی بیدل و بیدست شویبیست سلامت بودش درکشدش خوش خوردش5نقل کریںپای در این جوی نهی تا به قیامت نرهیهر که در این موج فتد تا لب دریا کشدش6نقل کریںگول شود هول شود وز همه معزول شوددست نگیرد هنرش سود ندارد خردش7نقل کریںای دم تو دام خمش بیگنهان را بمکشای رخ تو باده هش مست کند تا ابدش◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمگر عاشقی از جان و دل جور و جفای یار کشور زانک تو عاشق نهای رو سخره میکن خار کشرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 1216اگلی نظمای شب خوش رو که توی مهتر و سالار حبشما ز تو شادیم همه وقت تو خوش وقت تو خوشرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 1218آڈیوصداکار منتخب کریںعندلیبآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمگر عاشقی از جان و دل جور و جفای یار کشور زانک تو عاشق نهای رو سخره میکن خار کشرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 1216
اگلی نظمای شب خوش رو که توی مهتر و سالار حبشما ز تو شادیم همه وقت تو خوش وقت تو خوشرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 1218