رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 493غزل شمارهٔ 493شاعر: رومیوزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)قافیہ: یستہم وزن و قافیہ نظمیں: 1صنف: غزلصداکار: عندلیبآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںتو مردی و نظرت در جهان جان نگریستچو باز زنده شدی زین سپس بدانی زیست2نقل کریںهر آن کسی که چو ادریس مرد و بازآمدمدرس ملکوتست و بر غیوب حفیست3نقل کریںبیا بگو به کدامین ره از جهان رفتیو زان طرف به کدامین ره آمدی که خفیست4نقل کریںرهی که جمله جانها به هر شبی بپرندکه شهر شهر قفسها به شب ز مرغ تهیست5نقل کریںچو مرغ پای ببستهست دور مینپردبه چرخ مینرسد وز دوار او عجمیست6نقل کریںعلاقه را چو ببرد به مرگ و بازپردحقیقت و سر هر چیز را ببیند چیست7نقل کریںخموش باش که پرست عالم خمشیمکوب طبل مقالت که گفت طبل تهیست◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمز دام چند بپرسی و دانه را چه شدستبه بام چند برآیی و خانه را چه شدسترومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 492اگلی نظمبه شاه نهانی رسیدی که نوشتمی آسمانی چشیدی که نوشترومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 494زمینہم وزن و قافیہ نظمیںدر سرای به هم کرده از پس پردهمباش غره که هیچ آفریده واقف نیستسعدی»مواعظ»قطعات»شمارهٔ 35آڈیوصداکار منتخب کریںعندلیبآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمز دام چند بپرسی و دانه را چه شدستبه بام چند برآیی و خانه را چه شدسترومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 492