زمین
به رخسار و جبین و روی و عارض بردی ای دلبر
فروغ از صبح و نور از روز و عکس از ماه و تاب از خور
جامیدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 172
نگارینا، شنیدهستم که گاهِ محنت و راحت
سه پیراهن سَلَب بودهست یوسف را به عمر اندر
رودکیقصاید و قطعاتشمارهٔ 53
مرا آن اصل بیداری دگرباره به خواب اندر
بداد افیون شور و شر ببرد از سر ببرد از سر
رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 1025