زمین
به رخسار و جبین و روی و عارض بردی ای دلبر
فروغ از صبح و نور از روز و عکس از ماه و تاب از خور
جامیدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 172
مرا همچون پدر بنگر نه همچون شوهر مادر
پدر را نیک واقف دان از آن کژبازی مضمر
رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 1024
مرا آن اصل بیداری دگرباره به خواب اندر
بداد افیون شور و شر ببرد از سر ببرد از سر
رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 1025