رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 230غزل شمارهٔ 230شاعر: رومیوزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)قافیہ: لاہم وزن و قافیہ نظمیں: 1صنف: غزلصداکار: پری ساتکنی عندلیبآڈیوپری ساتکنی عندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوپری ساتکنی عندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںز سوز شوق دل من همیزند عللاکه بوک دررسدش از جناب وصل صلا2نقل کریںدلست همچو حسین و فراق همچو یزیدشهید گشته دو صد ره به دشت کرب و بلا3نقل کریںشهید گشته به ظاهر حیات گشته به غیباسیر در نظر خصم و خسروی به خلا4نقل کریںمیان جنت و فردوس وصل دوست مقیمرهیده از تک زندان جوع و رخص و غلا5نقل کریںاگر نه بیخ درختش درون غیب ملیستچرا شکوفه وصلش شکفته است ملا6نقل کریںخموش باش و ز سوی ضمیر ناطق باشکه نفس ناطق کلی بگویدت افلا◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمشراب داد خدا مر مرا تو را سرکاچو قسمتست چه جنگست مر مرا و تو رارومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 229اگلی نظمسبکتری تو از آن دم که میرسد ز صباز دم زدن نشود سیر و مانده کس جانارومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 231زمینہم وزن و قافیہ نظمیںز جام ساقی باقی چو خوردهای تو دلاکه لحظه لحظه برآری ز عربده عللارومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 234آڈیوصداکار منتخب کریںپری ساتکنی عندلیبآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمشراب داد خدا مر مرا تو را سرکاچو قسمتست چه جنگست مر مرا و تو رارومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 229
اگلی نظمسبکتری تو از آن دم که میرسد ز صباز دم زدن نشود سیر و مانده کس جانارومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 231
ز جام ساقی باقی چو خوردهای تو دلاکه لحظه لحظه برآری ز عربده عللارومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 234