رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 531غزل شمارهٔ 531شاعر: رومیوزن: مستفعلن مستفعلن مستفعلن مستفعلن (رجز مثمن سالم)قافیہ: ارشدصنف: غزلصداکاران: عندلیب، نازنین بازیانآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںصوفی چرا هُشیار شد؟ ساقی چرا بیکار شد؟مستی اگر در خواب شد مستی دگر بیدار شد2نقل کریںخورشید اگر در گور شد عالم ز تو پرنور شدچشم خوشت مخمور شد چشم دگر خمار شد3نقل کریںگر عیش اول پیر شد صد عیش نو توفیر شدچون زلف تو زنجیر شد دیوانگی ناچار شد4نقل کریںای مطرب شیرین نفس عشرت نگر از پیش و پسکس نشنود افسون کس چون واقف اسرار شد5نقل کریںما موسییم و تو مها، گاهی عصا، گه اژدهاای شاهدان ارزانبها چون غارت بلغار شد6نقل کریںلعلت شکرها کوفته چشمت ز رشک آموختهجان، خانهٔ دل روفته، هین نوبت دیدار شد7نقل کریںهر بار عذری مینهی وز دست مستی میجهیای جان! چه دفعم میدهی؟ این دفع تو بسیار شد8نقل کریںای کرده دل چون خارهای امشب نداری چارهایتو ماه و ما استارهای، استاره با مه یار شد9نقل کریںای ماه بیرون از افق ای ما تو را امشب قنقچون شب جهان را شد تتق پنهان روان را کار شد10نقل کریںگر زحمت از تو بردهام پنداشتی من مردهامتو صافی و من دردهام بیصاف دردی خوار شد11نقل کریںاز وصل همچون روز تو در هجر عالم سوز تودر عشق مکرآموز تو بس سادهدل عیار شد12نقل کریںنی تب بُدم، نی درد سر، سر میزدم دیوار برکز طمع آن خوش گُلشِکر قاصد دلم بیمار شد◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمامروز خندانیم و خوش کان بخت خندان میرسدسلطان سلطانان ما از سوی میدان میرسدرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 530اگلی نظممر عاشقان را پند کس هرگز نباشد سودمندنی آن چنان سیلیست این کش کس تواند کرد بندرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 532آڈیوصداکار منتخب کریںعندلیبنازنین بازیانآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمامروز خندانیم و خوش کان بخت خندان میرسدسلطان سلطانان ما از سوی میدان میرسدرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 530
اگلی نظممر عاشقان را پند کس هرگز نباشد سودمندنی آن چنان سیلیست این کش کس تواند کرد بندرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 532