رومی»دیوان شمس»رباعیات»رباعی شمارهٔ 574رباعی شمارهٔ 574شاعر: رومیوزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی)قافیہ: انتنرسدصنف: رباعیآغازاختتامآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںبا سود وصال تو زیانت نرسدجانی تو که زحمتی به جانت نرسد2نقل کریںمیترساند ترا که تا هر نفسیپر دل شوی و چشم بدانت نرسد◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمبا روی تو هیچکس ز باغ اندیشدبا عشق تو از شمع و چراغ اندیشدرومی»دیوان شمس»رباعیات»رباعی شمارهٔ 573اگلی نظمبا هرکه دمی عشق تو آمیخته شدگویی که بلا بر سر او ریخته شدرومی»دیوان شمس»رباعیات»رباعی شمارهٔ 575ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمبا روی تو هیچکس ز باغ اندیشدبا عشق تو از شمع و چراغ اندیشدرومی»دیوان شمس»رباعیات»رباعی شمارهٔ 573
اگلی نظمبا هرکه دمی عشق تو آمیخته شدگویی که بلا بر سر او ریخته شدرومی»دیوان شمس»رباعیات»رباعی شمارهٔ 575