رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 380غزل شمارهٔ 380شاعر: رومیوزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف)قافیہ: وشاستصنف: غزلصداکار: پری ساتکنی عندلیبآڈیوپری ساتکنی عندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوپری ساتکنی عندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںآن خواجه اگر چه تیزگوش استاستیزه کن و گران فروش است2نقل کریںمن غره به سست خنده اوایمن گشتم که او خموش است3نقل کریںهش دار که آب زیر کاه استبحری است که زیر که به جوش است4نقل کریںهر جا که روی هش است مفتاحاین جا چه کنی که قفل هوش است5نقل کریںدر روی تو بنگرد بخنددمغرور مشو که روی پوش است6نقل کریںهر دل که به چنگ او درافتادچون چنگ همیشه در خروش است7نقل کریںبا این همه روحها چو زنبورطواف ویند زانک نوش است8نقل کریںشیری است که غم ز هیبت اودر گور مقیم همچو موش است9نقل کریںشمس تبریز روز نقد استعالم به چه در حدیث دوش است◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمای کرده میان سینه غارتای جان و هزار جان شکارترومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 379اگلی نظمآن ره که بیامدم کدامستتا بازروم که کار خامسترومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 381آڈیوصداکار منتخب کریںپری ساتکنی عندلیبآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور