رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 539غزل شمارهٔ 539شاعر: رومیوزن: مستفعلن مستفعلن مستفعلن مستفعلن (رجز مثمن سالم)قافیہ: امتمیکندہم وزن و قافیہ نظمیں: 1صنف: غزلصداکاران: فاطمه زندی و دیگرآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 111نقل کریںمستی سلامت میکند، پنهان پیامت میکندآن کاو دلش را بردهای، جان هم غلامت میکند22نقل کریںای نیست کرده هست را، بشنو سلامِ مست رامستی که هر دو دست را پابندِ دامت میکند33نقل کریںای آسمانِ عاشقان! ای جانِ جانِ عاشقان!حسنت میانِ عاشقان نک دوستکامت میکند44نقل کریںای چاشنیِّ هر لبی! ای قبلهٔ هر مذهبی!مه پاسبانی هر شبی بر گِردِ بامت میکند55نقل کریںآن کاو ز خاک اَبدان کند، مر دود را کیوان کندای خاک تن! وی دود دل! بنگر کدامت میکند66نقل کریںیک لحظهات پَر میدهد، یک لحظه لنگر میدهدیک لحظه صبحت میکند، یک لحظه شامت میکند77نقل کریںیک لحظه میلرزاندت یک لحظه میخنداندتیک لحظه مستت میکند یک لحظه جامت میکند88نقل کریںچون مهرهای در دستِ او، گه باده و گه مستِ اواین مهرهات را بشکند، والله تمامت میکند99نقل کریںگه آن بُوَد، گه این بُوَد، پایان تو تمکین بُوَدلیکن بدین تلوینها مقبول و رامت میکند1010نقل کریںتو نوح بودی مدّتی، بودت قدم در شدّتیمانندهٔ کشتی کنون بیپا و گامت میکند1111نقل کریںخامش کن و حیران نشین، حیرانِ حیرتآفرینپختهسخن مردی ولی گفتارْ خامت میکند◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمگر آتش دل برزند بر مؤمن و کافر زندصورت همه پران شود گر مرغ معنی پر زندرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 538اگلی نظممستی سلامت میکند پنهان پیامت میکندآن کو دلش را بردهای جان هم غلامت میکندرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 540◆زمینہم وزن و قافیہ نظمیںمستی سلامت میکند پنهان پیامت میکندآن کو دلش را بردهای جان هم غلامت میکندرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 540◆آڈیوصداکار منتخب کریںفاطمه زندیعندلیبمحسن لیلهکوهیآڈیو چلائیں0:000:00◆ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمگر آتش دل برزند بر مؤمن و کافر زندصورت همه پران شود گر مرغ معنی پر زندرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 538
اگلی نظممستی سلامت میکند پنهان پیامت میکندآن کو دلش را بردهای جان هم غلامت میکندرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 540
مستی سلامت میکند پنهان پیامت میکندآن کو دلش را بردهای جان هم غلامت میکندرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 540