رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 538غزل شمارهٔ 538شاعر: رومیوزن: مستفعلن مستفعلن مستفعلن مستفعلن (رجز مثمن سالم)قافیہ: رزندصنف: غزلصداکاران: فاطمه زندی، عندلیبآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 111نقل کریںگر آتش دل برزند بر مؤمن و کافر زندصورت همه پران شود گر مرغ معنی پر زند22نقل کریںعالم همه ویران شود جان غرقه طوفان شودآن گوهری کو آب شد آن آب بر گوهر زند33نقل کریںپیدا شود سر نهان ویران شود نقش جهانموجی برآید ناگهان بر گنبد اخضر زند44نقل کریںگاهی قلم کاغذ شود کاغذ گهی بیخود شودجان خصم نیک و بد شود هر لحظهای خنجر زند55نقل کریںهر جان که اللهی شود در لامکان پیدا شودماری بود ماهی شود از خاک بر کوثر زند66نقل کریںاز جا سوی بیجا شود در لامکان پیدا شودهر سو که افتد بعد از این بر مشک و بر عنبر زند77نقل کریںدر فقر درویشی کند بر اختران پیشی کندخاک درش خاقان بود حلقه درش سنجر زند88نقل کریںاز آفتاب مشتعل هر دم ندا آید به دلتو شمع این سر را بهل تا باز شمعت سر زند99نقل کریںتو خدمت جانان کنی سر را چرا پنهان کنیزر هر دمی خوشتر شود از زخم کان زرگر زند1010نقل کریںدل بیخود از باده ازل میگفت خوش خوش این غزلگر می فروگیرد دمش این دم از این خوشتر زند◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمکاری نداریم ای پدر جز خدمت ساقی خودای ساقی افزون ده قدح تا وارهیم از نیک و بدرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 537اگلی نظممستی سلامت میکند، پنهان پیامت میکندآن کاو دلش را بردهای، جان هم غلامت میکندرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 539◆آڈیوصداکار منتخب کریںفاطمه زندیعندلیبآڈیو چلائیں0:000:00◆ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمکاری نداریم ای پدر جز خدمت ساقی خودای ساقی افزون ده قدح تا وارهیم از نیک و بدرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 537
اگلی نظممستی سلامت میکند، پنهان پیامت میکندآن کاو دلش را بردهای، جان هم غلامت میکندرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 539