رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 2857غزل شمارهٔ 2857شاعر: رومیوزن: فعلات فاعلاتن فعلات فاعلاتن (رمل مثمن مشکول)قافیہ: توچنینشکرچراییصنف: غزلصداکاران: عندلیب، توریاآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںچه جمال جان فزایی که میان جان ماییتو به جان چه مینمایی تو چنین شکر چرایی2نقل کریںچو بدان تو راه یابی چو هزار مه بتابیتو چه آتش و چه آبی تو چنین شکر چرایی3نقل کریںغم عشق تو پیاده شده قلعهها گشادهبه سپاه نور ساده تو چنین شکر چرایی4نقل کریںهمه زنگ را شکسته شده دست جمله بستهشه چین بس خجسته تو چنین شکر چرایی5نقل کریںتو چراغ طور سینا تو هزار بحر و مینابجز از تو جان مبینا تو چنین شکر چرایی6نقل کریںتو برسته از فزونی ز قیاسها برونیبه دو چشم مست خونی تو چنین شکر چرایی7نقل کریںبه دلم چه آذر آمد چو خیال تو درآمددو جهان به هم برآمد تو چنین شکر چرایی8نقل کریںتو در آن دو رخ چه داری که فکندی از عیاریدو هزار بیقراری تو چنین شکر چرایی9نقل کریںچو بدان لطیف خنده همه را بکرده بندهز دم تو مرده زنده تو چنین شکر چرایی10نقل کریںچو صفات حسن ایزد عرقت به بحر ریزددو هزار موج خیزد تو چنین شکر چرایی11نقل کریںچو دو زلف توست طوقم ز شراب توست شوقمبنگر که در چه ذوقم تو چنین شکر چرایی12نقل کریںز گلت سمن فنا شد همه مکر و فن فنا شدمن و صد چو من فنا شد تو چنین شکر چرایی◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمصنما چگونه گویم که تو نور جان ماییکه چه طاقت است جان را چو تو نور خود نماییرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 2856اگلی نظمصنما تو همچو آتش قدح مدام داریبه جواب هر سلامی که کنند جام داریرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 2858آڈیوصداکار منتخب کریںعندلیبتوریاآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمصنما چگونه گویم که تو نور جان ماییکه چه طاقت است جان را چو تو نور خود نماییرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 2856
اگلی نظمصنما تو همچو آتش قدح مدام داریبه جواب هر سلامی که کنند جام داریرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 2858