رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 640غزل شمارهٔ 640شاعر: رومیوزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)قافیہ: رافکندہم وزن و قافیہ نظمیں: 1صنف: غزلصداکار: عندلیبآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںتا باد سعادت ز محمد خبر افکندزان مردی و زان حمله شقاوت سپر افکند2نقل کریںاز حال گدا نیست عجب گر شود او پستتیغ غم تو از سر صد شاه سر افکند3نقل کریںروزی پسر ادهم اندر پی آهومانند فلک مرکب شبدیز برافکند4نقل کریںدادیش یکی شربت کز لذت و بویشمستیش به سر برشد و از اسب درافکند5نقل کریںگفتند همه کس به سر کوی تحیرمسکین پسر ادهم تاج و کمر افکند6نقل کریںاز نام تو بود آنک سلیمان به یکی مرغدر ملکت بلقیس شکوه و ظفر افکند7نقل کریںاز یاد تو بود آنک محمد به اشارتغوغای دو نیمه شدن اندر قمر افکند◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمآن سرخ قبایی که چو مه پار برآمدامسال در این خرقه زنگار برآمدرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 639اگلی نظمدر حلقه عشاق به ناگه خبر افتادکز بخت یکی ماه رخی خوب درافتادرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 641زمینہم وزن و قافیہ نظمیںتا حسن گلو سوز تو در جان شرر افکنددر سینه من داغ مکرر سپر افکندصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 4414آڈیوصداکار منتخب کریںعندلیبآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمآن سرخ قبایی که چو مه پار برآمدامسال در این خرقه زنگار برآمدرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 639
اگلی نظمدر حلقه عشاق به ناگه خبر افتادکز بخت یکی ماه رخی خوب درافتادرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 641
تا حسن گلو سوز تو در جان شرر افکنددر سینه من داغ مکرر سپر افکندصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 4414