صفحۂ اولشعرازمرہ جاتلغاتمزید مطالعہہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولشعراتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

اوزاناصنافصداکارانمترجمینزندہ رود اور گنجور

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. رومی
  2. »دیوان شمس
  3. »غزلیات
  4. »غزل شمارهٔ 305

غزل شمارهٔ 305

شاعر: رومی

وزن: مفعول فاعلاتن مفعول فاعلاتن (مضارع مثمن اخرب)

قافیہ: نستامشب

صنف: غزل

صداکاران: پری ساتکنی عندلیب، آرش خیرآبادی
Toggle stanza 1
11
آواز داد اختر بس روشن‌ست امشب
گفتم ستارگان را مه با منست امشب
22
بررو به بام بالا از بهر الصلا را
گل چیدن‌ست امشب می خوردن‌ست امشب
33
تا روز دلبر ما اندر برست چون دل
دستش به مهر ما را در گردن‌ست امشب
44
تا روز زنگیان را با روم دار و گیرست
تا روز چنگیان را تَن‌تَن‌تَن‌ست امشب
55
تا روز ساغر می در گردش است و بخشش
تا روز گل به خلوت با سوسن‌ست امشب
66
امشب شراب وصلت بر خاص و عام ریزم
شادی آنکه ماهت بر روزن‌ست امشب
77
داوود‌وار ما را آهن چو موم گردد
که‌آهن‌رباست دلبر، دل آهن‌ست امشب
88
بگشای دست دل را تا پای عشق کوبد
کان زارِ ترس‌دیده در مأمن‌ست امشب
99
بر روی چون زر من ای بخت بوسه می‌ده
کاین زر گاز‌دیده در معدن‌ست امشب
1010
آن کاو به مکر و دانش می‌بست راه ما را
پالان خر بر او نه کاو کودن‌ست امشب
1111
شمشیر آبدارش پوسیده است و چوبین
وآن نیزه درازش چون سوزن‌ست امشب
1212
خرگاه عنکبوت است آن قلعه حصینش
بَرگستوان و خودش چون روغن‌ست امشب
1313
خاموش کن که طامع الکن بود همیشه
با او چه بحث داری‌؟ کاو الکن‌ست امشب
◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

هیچ می‌دانی چه می‌گوید رباب؟

ز اشک چشم و از جگرهای کباب

رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 304

اگلی نظم

رغبت به عاشقان کن ای جان صدر غایب

بنشین میان مستان اینک مه و کواکب

رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 306

◆

آڈیو

صداکار منتخب کریں

0:000:00
◆

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور

آڈیو کا ماخذ: گنجور

0:000:00