رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 404غزل شمارهٔ 404شاعر: رومیوزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلاتن (رمل مثمن مخبون)قافیہ: وشتصنف: غزلصداکاران: محسن لیلهکوهی، پری ساتکنی عندلیبآڈیومحسن لیلهکوهیخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیومحسن لیلهکوهیخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںهله ای آنک بخوردی سحری باده که نوشتهله پیش آ که بگویم سخن راز به گوشت2نقل کریںمی روح آمد نادر رو از آن هم بچش آخرکه به یک جرعه بپرد همه طراری و هوشت3نقل کریںچو از این هوش برستی به مساقات و به مستیدهدت صد هش دیگر کرم باده فروشت4نقل کریںچو در اسرار درآیی کندت روح سقاییبه فلک غلغله افتد ز هیاهوی و خروشت5نقل کریںبستان باده دیگر جز از آن احمر و اصفرکندت خواجه معنی برهاند ز نقوشت6نقل کریںدهد آن کان ملاحت قدحی وقت صباحتبه از آن صد قدح می که بخوردی شب دوشت7نقل کریںتو اگر های نگویی و اگر هوی نگوییهمه اموات و جمادات بجوشند ز جوشت8نقل کریںچو در آن حلقه بگنجی زبر معدن و گنجیهوس کسب بیفتد ز دل مکسبه کوشت9نقل کریںتو که از شر اعادی به دو صد چاه فتادیبرهانید به آخر کرم مظلمه پوشت10نقل کریںهمه آهنگ لقا کن خمش و صید رها کنبه خموشیت میسر شود این صید وحوشت11نقل کریںتو دهان را چو ببندی خمشی را بپسندیکشش و جذب ندیمان نگذارند خموشت◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمگر تو پنداری به حسن تو نگاری هست نیستور تو پنداری مرا بیتو قراری هست نیسترومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 403اگلی نظمبه خدا کت نگذارم که روی راه سلامتکه سر و پا و سلامت نبود روز قیامترومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 405آڈیوصداکار منتخب کریںمحسن لیلهکوهیپری ساتکنی عندلیبآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمگر تو پنداری به حسن تو نگاری هست نیستور تو پنداری مرا بیتو قراری هست نیسترومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 403
اگلی نظمبه خدا کت نگذارم که روی راه سلامتکه سر و پا و سلامت نبود روز قیامترومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 405