رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 1747غزل شمارهٔ 1747شاعر: رومیوزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)قافیہ: ونباشمصنف: غزلصداکار: عندلیبآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 111نقل کریںاگر به عقل و کفایت پی جنون باشممیان حلقه عشاق ذوفنون باشم22نقل کریںمنم به عشق سلیمان زبان من آصفچرا ببسته هر داروی فسون باشم33نقل کریںخلیل وار نپیچم سر خود از کعبهمقیم کعبه شوم کعبه را ستون باشم44نقل کریںهزار رستم دستان به گرد ما نرسدبه دست نفس مخنث چرا زبون باشم55نقل کریںبه دست گیرم آن ذوالفقار پرخون راشهید عشقم و اندر میان خون باشم66نقل کریںدر این بساط منم عندلیب الرحمانمجوی حد و کنارم ز حد برون باشم77نقل کریںمرا به عشق بپرورد شمس تبریزیز روح قدس ز کروبیان فزون باشم◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمبر آن شدهست دلم کآتشی بگیرانمکه هر کی او نمرد پیش تو بمیرانمرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 1746اگلی نظممی گریزد از ما و ما قوامش داریمزن زنانش آریم کش کشانش آریمرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 1748◆آڈیوصداکار منتخب کریںعندلیبآڈیو چلائیں0:000:00◆ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمبر آن شدهست دلم کآتشی بگیرانمکه هر کی او نمرد پیش تو بمیرانمرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 1746
اگلی نظممی گریزد از ما و ما قوامش داریمزن زنانش آریم کش کشانش آریمرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 1748