رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 2276غزل شمارهٔ 2276شاعر: رومیوزن: مستفعلن مستفعلن مستفعلن مستفعلن (رجز مثمن سالم)قافیہ: اپاکوفتهصنف: غزلصداکار: عندلیبآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںای جبرئیل از عشق تو اندر سما پا کوفتهای انجم و چرخ و فلک اندر هوا پا کوفته2نقل کریںتا گاو و ماهی زیر این هفتم زمین خرم شدههر برج تا گاو و سمک اندر علا پا کوفته3نقل کریںانگور دل پرخون شده رفته به سوی میکدهتا آتشی در میزده در خنبها پا کوفته4نقل کریںدل دیده آب روی خود در خاک کوی عشق اوچون آن عنایت دید دل اندر عنا پا کوفته5نقل کریںجان همچو ایوب نبی در ذوق آن لطف و کرمبا قالب پرکرم خود اندر بلا پا کوفته6نقل کریںخلقی که خواهند آمدن از نسل آدم بعد از اینجانهای ایشان بهر تو هم در فنا پا کوفته7نقل کریںاندر خرابات فنا شاهنشهان محتشمهم بیکله سرور شده هم بیقبا پا کوفته8نقل کریںقومی بدیده چیزکی عاشق شده لیک از حسداز کبر و ناموس و حیا هم در خلاء پا کوفته9نقل کریںاصحاب کبر و نفس کی باشند لایق شاه راکز عزت این شاه ما صد کبریا پا کوفته10نقل کریںقومی ببینی رقص کن در عشق نان و شورباقومی دگر در عشقشان نان و ابا پا کوفته11نقل کریںخوش گوهری کو گوهری هشت از هوای بحر اوتا بحر شد در سر خود در اصطفا پا کوفته12نقل کریںکو او و کو بیچارهای کو هست در تقلید خوددر خون خود چرخی زده و اندر رجا پا کوفته13نقل کریںبا این همه او به بود از غافل منکر که اوگه میکند اقرارکی گه او ز لا پا کوفته14نقل کریںقومی به عشق آن فتی بگذشت از هست و فناقومی به عشق خود که من هستم فنا پا کوفته15نقل کریںخفاش در تاریکیی در عشق ظلمتها به رقصمرغان خورشیدی سحر تا والضحی پا کوفته16نقل کریںتو شمس تبریزی بگو ای باد صبح تیزروبا من بگو احوال او با من درآ پا کوفته◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمامروز مستان را نگر در مست ما آویختهافکنده عقل و عافیت و اندر بلا آویختهرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 2275اگلی نظمیک چند رندند این طرف در ظل دل پنهان شدهو آن آفتاب از سقف دل بر جانشان تابان شدهرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 2277آڈیوصداکار منتخب کریںعندلیبآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمامروز مستان را نگر در مست ما آویختهافکنده عقل و عافیت و اندر بلا آویختهرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 2275
اگلی نظمیک چند رندند این طرف در ظل دل پنهان شدهو آن آفتاب از سقف دل بر جانشان تابان شدهرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 2277