رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 865غزل شمارهٔ 865شاعر: رومیوزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)قافیہ: اممیرودصنف: غزلصداکار: عندلیبآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںجانا بیار باده که ایام میرودتلخی غم به لذت آن جام میرود2نقل کریںجامی که عقل و روح حریف و جلیس اوستنی نفس کوردل که سوی دام میرود3نقل کریںبا جام آتشین چو تو از در درآمدیوسواس و غم چو دود سوی بام میرود4نقل کریںگر بر سرت گلست مشویش شتاب کنبر آب و گل بساز که هنگام میرود5نقل کریںآن چیز را بجوش که او هوش میبردوان خام را بپز که سخن خام میرود6نقل کریںزان باده دادهای تو به خورشید و ماه و چرخهر یک بدان نشاط چنین رام میرود7نقل کریںوالله که ذره نیز از آن جام بیخودستاز کرم مست گشته به اکرام میرود8نقل کریںآرام بخش جان را زان می که از تفشصبر و قرار و توبه و آرام میرود9نقل کریںچون بوی وی رسد به خماران بود چنانکآن مادر رحیم بر ایتام میرود10نقل کریںامروز خاک جرعه می سیر سیر خوردخورشیدوار جام کرم عام میرود11نقل کریںسوی کشنده آید کشته چنانک زودخون از بدن به شیشه حجام میرود12نقل کریںچون کعبه که رود به در خانه ولیاین رحمت خدای به ارحام میرود13نقل کریںتا مست نیست از همه لنگان سپس ترستدر بیخودی به کعبه به یک گام میرود14نقل کریںتا باخودست راز نهان دارد از ادبچون مست شد چه چاره که خودکام میرود15نقل کریںخاموش و نام باده مگو پیش مرد خامچون خاطرش به باده بدنام میرود◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمبلبل نگر که جانب گلزار میرودگلگونه بین که بر رخ گلنار میرودرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 864اگلی نظمچندان حلاوت و مزه و مستی و گشاددر چشمهای مست تو نقاش چون نهادرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 866آڈیوصداکار منتخب کریںعندلیبآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمبلبل نگر که جانب گلزار میرودگلگونه بین که بر رخ گلنار میرودرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 864
اگلی نظمچندان حلاوت و مزه و مستی و گشاددر چشمهای مست تو نقاش چون نهادرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 866