رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 377غزل شمارهٔ 377شاعر: رومیوزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف)قافیہ: ریهستصنف: غزلصداکار: پری ساتکنی عندلیبآڈیوپری ساتکنی عندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوپری ساتکنی عندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 111نقل کریںآن را که در آخرش خری هستاو را به طواف رهبری هست22نقل کریںبازار جهان به کسب برپاستزین در همه خارش و گری هست33نقل کریںتا خارششان همیکشاندهر جای که شور یا شری هست44نقل کریںدر یم صدفی قرار گیردکاو را به درونه گوهری هست55نقل کریںاما صدفی که دُر ندارددر جُستن دُرش معبری هست66نقل کریںگه در یم و گاه سوی ساحلدر جُستن قطرهاش سری هست77نقل کریںخاموش و طمع مکن سکینهآن راست سکون که مخبری هست◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمامروز جنون نو رسیدهستزنجیر هزار دل کشیدهسترومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 376اگلی نظمای گشته ز شاه عشق شهماتدر خشم مباش و در مکافاترومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 378◆آڈیوصداکار منتخب کریںپری ساتکنی عندلیبآڈیو چلائیں0:000:00◆ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور