رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 2045غزل شمارهٔ 2045شاعر: رومیوزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)قافیہ: لمکنصنف: غزلصداکار: عندلیبآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 111نقل کریںتو آب روشنی تو در این آب گل مکندل را مپوش پردهٔ دل را تو دل مکن22نقل کریںپاکان به گرد در به تماشا نشستهانددل را و خویش را ز عزیزان خجل مکن33نقل کریںدل نعره میزند که بکش خویش را ز عشقور جمله جان نگردی دل را بحل مکن44نقل کریںمس را که زر کنند یکی علم دیگر استزینها که میکنی نشود زر بهل مکن55نقل کریںدوری بگشت این تن کز دل بگشتهایسی سال دور باشد سی را چهل مکن66نقل کریںچیزی که زیر هاون افلاک سوده شداین سرمه نیست دیده از آن مکتحل مکن77نقل کریںهنگامههاست در ره هر جا مهای است روبیگاه گشت روز تو خود مشتغل مکن◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمجانا بیار باده و بختم بلند کنزان حلقههای زلف دلم را کمند کنرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 2044اگلی نظممستی و عاشقی و جوانی و جنس اینآمد بهار خرم و گشتند همنشینرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 2046◆آڈیوصداکار منتخب کریںعندلیبآڈیو چلائیں0:000:00◆ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمجانا بیار باده و بختم بلند کنزان حلقههای زلف دلم را کمند کنرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 2044
اگلی نظممستی و عاشقی و جوانی و جنس اینآمد بهار خرم و گشتند همنشینرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 2046