رومی»دیوان شمس»رباعیات»رباعی شمارهٔ 795رباعی شمارهٔ 795شاعر: رومیوزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی)قافیہ: اننتوانکردصنف: رباعیآغازاختتامآغازاختتامToggle stanza 111نقل کریںگفتم جانی به ترک جان نتوان کردگفتا جانرا چو تن نشان نتوان کرد22نقل کریںگفتم که تو بحر کرمی گفت خموشدر است چو سنگ رایگان نتوان کرد◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمگفتم بیتی نگار از من رنجیدیعنی که بوزن بیت ما را سنجیدرومی»دیوان شمس»رباعیات»رباعی شمارهٔ 794اگلی نظمگفتم که به من رسید دردت بمزیدگفتا خنک آن جان که بدین درد رسیدرومی»دیوان شمس»رباعیات»رباعی شمارهٔ 796◆ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمگفتم بیتی نگار از من رنجیدیعنی که بوزن بیت ما را سنجیدرومی»دیوان شمس»رباعیات»رباعی شمارهٔ 794
اگلی نظمگفتم که به من رسید دردت بمزیدگفتا خنک آن جان که بدین درد رسیدرومی»دیوان شمس»رباعیات»رباعی شمارهٔ 796