رومی»دیوان شمس»رباعیات»رباعی شمارهٔ 854رباعی شمارهٔ 854شاعر: رومیوزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی)قافیہ: ستتوبودصنف: رباعیآغازاختتامآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںهستی اثری ز نرگس مست تو بودآب رخ نیستی هم از هست تو بود2نقل کریںگفتم که مگر دست کسی در تو رسدچون به دیدم که خود همه دست تو بود◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمهر موی زلف او یکی جان داردما را چو سر زلف پریشان داردرومی»دیوان شمس»رباعیات»رباعی شمارهٔ 853اگلی نظمهشدار که فضل حق بناگاه آیدناگاه آید بر دل آگاه آیدرومی»دیوان شمس»رباعیات»رباعی شمارهٔ 855ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمهر موی زلف او یکی جان داردما را چو سر زلف پریشان داردرومی»دیوان شمس»رباعیات»رباعی شمارهٔ 853