رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 860غزل شمارهٔ 860شاعر: رومیوزن: مفعول فاعلاتن مفعول فاعلاتن (مضارع مثمن اخرب)قافیہ: الگیردصنف: غزلصداکار: عندلیبآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںای دل اگر کم آیی کارت کمال گیردمرغت شکار گردد صید حلال گیرد2نقل کریںمه میدود چو آیی در ظل آفتابیبدری شود اگر چه شکل هلال گیرد3نقل کریںدر دل مقام سازد همچون خیال آن کسکاندر ره حقیقت ترک خیال گیرد4نقل کریںکو آن خلیل گویا وجهت وجه حقاوان جان گوشمالی کو پای مال گیرد5نقل کریںاین گنده پیر دنیا چشمک زند ولیکنمر چشم روشنان را از وی ملال گیرد6نقل کریںگر در برم کشد او از ساحری و شیوهاندر برش دل من کی پر و بال گیرد7نقل کریںگلگونه کرده است او تا روی چون گلم رابویش تباه گردد رنگش زوال گیرد8نقل کریںرخ بر رخش منه تو تا رویت از شهنشهمانند آفتابی نور جلال گیرد9نقل کریںچه جای آفتابی کز پرتو جمالشصد آفتاب و مه را بر چرخ حال گیرد10نقل کریںشویان اولینش بنگر که در چه حالندآن کاین دلیل داند نی آن دلال گیرد11نقل کریںای صد هزار عاقل او در جوال کردهکو عقل کاملی تا ترک جوال گیرد12نقل کریںخطی نوشت یزدان بر خد خوش عذارانکز خط سیهتر است او کاین خط و خال گیرد13نقل کریںاز ابر خط برون آ وز خال و عم جدا شوتا مه ز طلعت تو هر شام فال گیرد◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمنی دیده هر دلی را دیدار مینمایدنی هر خسیس را شه رخسار مینمایدرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 859اگلی نظملطفی نماند کان صنم خوش لقا نکردما را چه جرم اگر کرمش با شما نکردرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 861آڈیوصداکار منتخب کریںعندلیبآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمنی دیده هر دلی را دیدار مینمایدنی هر خسیس را شه رخسار مینمایدرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 859
اگلی نظملطفی نماند کان صنم خوش لقا نکردما را چه جرم اگر کرمش با شما نکردرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 861