رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 1635غزل شمارهٔ 1635شاعر: رومیوزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)قافیہ: الشرسدمصنف: غزلصداکار: عندلیبآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںدم به دم از ره دل پیک خیالش رسدمتابشی نو به نو از حسن و جمالش رسدم2نقل کریںیا رب این بوی طرب از طرف فردوس استیا نسیمی است که از روز وصالش رسدم3نقل کریںاین ز عشق است که مغزم ز طرب خیره شدهستیا که جامی است که از خمر حلالش رسدم4نقل کریںیا چو بازی است که از عشق همیپراندیا کبوتربچگان از پر و بالش رسدم5نقل کریںسرکشان از طرف غیب به من می آیندوین مددها همه از لذت حالش رسدم◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمعقل گوید که من او را به زبان بفریبمعشق گوید تو خمش باش به جان بفریبمرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 1634اگلی نظماز بت باخبر من خبری می رسدموز لب چون شکر او شکری می رسدمرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 1636آڈیوصداکار منتخب کریںعندلیبآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمعقل گوید که من او را به زبان بفریبمعشق گوید تو خمش باش به جان بفریبمرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 1634
اگلی نظماز بت باخبر من خبری می رسدموز لب چون شکر او شکری می رسدمرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 1636