صفحۂ اولشعرازمرہ جاتلغاتمزید مطالعہہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولشعراتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

اوزاناصنافصداکارانمترجمینزندہ رود اور گنجور

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. رومی
  2. »دیوان شمس
  3. »غزلیات
  4. »غزل شمارهٔ 1634

غزل شمارهٔ 1634

شاعر: رومی

وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

قافیہ: انبفریبم

صنف: غزل

انگریزی ترجمہ: آربری
صداکار: عندلیب
Toggle stanza 1
11
عقل گوید که من او را به زبان بفریبم
عشق گوید تو خمش باش به جان بفریبم

Reason says, “I will beguile him with the tongue”; Love says, “Be silent. I will beguile him with the soul.”

22
جان به دل گوید رو بر من و بر خویش مخند
چیست کو را نبود تاش بدان بفریبم

The soul says to the heart, “Go, do not laugh at me and yourself. What is there that is not his, that I may beguile him thereby?”

33
نیست غمگین و پراندیشه و بی‌هوشی جوی
تا من او را به می و رطل گران بفریبم

He is not sorrowful and anxious and seeking oblivion that I may beguile him with wine and a heavy measure.

44
ناوک غمزه او را به کمان حاجت نیست
تا خدنگ نظرش را به کمان بفریبم

The arrow of his glance needs not a bow that I should beguile the shaft of his gaze with a bow.

55
نیست محبوس جهان بسته این عالم خاک
تا من او را به زر و ملک جهان بفریبم

He is not prisoner of the world, fettered to this world of earth, that I should beguile him with gold and the kingdom of the world.

66
او فرشته‌ست اگر چه که به صورت بشر است
شهوتی نیست که او را به زنان بفریبم

He is an angel, though in form he is a man; he is not lustful that I should beguile him with women.

77
خانه کاین نقش در او هست فرشته برمد
پس کیش من به چنین نقش و نشان بفریبم

Angels start away from the house w ˙herein this form is, so how should I beguile him with such a form and likeness?

88
گله اسب نگیرد چو به پر می پرد
خور او نور بود چونش به نان بفریبم

He does not take a flock of horses, since he flies on wings; his food is light, so how should I beguile him with bread?

99
نیست او تاجر و سوداگر بازار جهان
تا به افسونش به هر سود و زیان بفریبم

He is not a merchant and trafficker in the market of the world that I should beguile him with enchantment of gain and loss.

1010
نیست محجوب که رنجور کنم من خود را
آه آهی کنم او را به فغان بفریبم

He is not veiled that I should make myself out sick and utter sighs, to beguile him with lamentation.

1111
سر ببندم بنهم سر که من از دست شدم
رحمتش را به مرض یا خفقان بفریبم

I will bind my head and bow my head, for I have got out of hand; I will not beguile his compassion with sickness or fluttering.

1212
موی در موی ببیند کژی و فعل مرا
چیست پنهان بر او کش به نهان بفریبم

Hair by hair he sees my crookedness and feigning; what’s hidden from him that I should beguile him with anything hidden.

1313
نیست شهرت طلب و خسرو شاعرباره
کش به بیت غزل و شعر روان بفریبم

He is not a seeker of fame, a prince addicted to poets, that I should beguile him with verses and lyrics and flowing poetry.

1414
عزت صورت غیبی خود از آن افزون است
که من او را به جنان یا به جنان بفریبم

The glory of the unseen form is too great for me to beguile it with blessing or Paradise.

1515
شمس تبریز که بگزیده و محبوب وی است
مگر او را به همان قطب زمان بفریبم

Shams-i Tabr¯ız, who is his chosen and beloved—perchance I will beguile him with this same pole of the age.

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

در فروبند که ما عاشق این انجمنیم

تا که با یار شکرلب نفسی دم بزنیم

رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 1633

اگلی نظم

دم به دم از ره دل پیک خیالش رسدم

تابشی نو به نو از حسن و جمالش رسدم

رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 1635

◆

آڈیو

صداکار منتخب کریں

0:000:00
◆

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور

آڈیو کا ماخذ: گنجور

0:000:00