رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 2786غزل شمارهٔ 2786شاعر: رومیوزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)قافیہ: ااوردهایصنف: غزلصداکار: عندلیبآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 111نقل کریںآتشینا آب حیوان از کجا آوردهایدانم این باری که الحق جان فزا آوردهای22نقل کریںمشرق و مغرب بدرد همچو ابر از یک دگرچون چنین خورشید از نور خدا آوردهای33نقل کریںخیره گان روی خود را از ره و منزل مپرسچون بر ایشان شعلههای کبریا آوردهای44نقل کریںاحمقی باشد اگر جانی بمیرد بعد از اینچون چنین دریای جوشان از بقا آوردهای55نقل کریںاز قضا و از قدر مر عاشقان را خوف نیستچون قدر را مست گشته با قضا آوردهای66نقل کریںمینگنجد جان ما در پوست از شادی توکاین جمال جان فزا از بهر ما آوردهای77نقل کریںشمس تبریزی جفا کردی و دانم این قدرکز میان هر جفایی صد وفا آوردهای◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمگر من از اسرار عشقش نیک دانا بودمیاندر آن یغما رفیق ترک یغما بودمیرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 2785اگلی نظمای مهی کاندر نکویی از صفت افزودهایتا بسی درهای دولت بر فلک بگشودهایرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 2787◆آڈیوصداکار منتخب کریںعندلیبآڈیو چلائیں0:000:00◆ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمگر من از اسرار عشقش نیک دانا بودمیاندر آن یغما رفیق ترک یغما بودمیرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 2785
اگلی نظمای مهی کاندر نکویی از صفت افزودهایتا بسی درهای دولت بر فلک بگشودهایرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 2787