رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 2785غزل شمارهٔ 2785شاعر: رومیوزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)قافیہ: ابودمیہم وزن و قافیہ نظمیں: 1صنف: غزلصداکار: عندلیبآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںگر من از اسرار عشقش نیک دانا بودمیاندر آن یغما رفیق ترک یغما بودمی2نقل کریںور چو چشم خونی او بودمی من فتنه جویدر میان حلقههای شور و غوغا بودمی3نقل کریںگر ضمیر هر خسی ما را نخستی در جهاندر سر و دلها روان مانند سودا بودمی4نقل کریںگر نه هر روزی ز برجی سر فروکردی مهمجا نگردانیدمی هرگز به یک جا بودمی5نقل کریںمن نکردم جلدیی با عشق او کان آتششآب کردی مر مرا گر سنگ خارا بودمی6نقل کریںگر نکاهیدی وجودم هر دمی از درد عشقمن نه عاشق بودمی من کارافزا بودمی7نقل کریںگر نه موج عشق شمس الدین تبریزی بدیکو مرا بر میکشد در قعر دریا بودمی◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمدر جهان گر بازجویی نیست بیسودا سریلیک این سودا غریب آمد به عالم نادریرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 2784اگلی نظمآتشینا آب حیوان از کجا آوردهایدانم این باری که الحق جان فزا آوردهایرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 2786زمینہم وزن و قافیہ نظمیںگر به کار خویشتن چون شمع بینا بودمیزیر تیغ محفل آرا پای بر جا بودمیصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 6715آڈیوصداکار منتخب کریںعندلیبآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمدر جهان گر بازجویی نیست بیسودا سریلیک این سودا غریب آمد به عالم نادریرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 2784
اگلی نظمآتشینا آب حیوان از کجا آوردهایدانم این باری که الحق جان فزا آوردهایرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 2786
گر به کار خویشتن چون شمع بینا بودمیزیر تیغ محفل آرا پای بر جا بودمیصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 6715