صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. رومی
  2. »دیوان شمس
  3. »غزلیات
  4. »غزل شمارهٔ 2958

غزل شمارهٔ 2958

شاعر: رومی

وزن: مفعول فاعلاتن مفعول فاعلاتن (مضارع مثمن اخرب)

قافیہ: ارمیکشانی

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 1

صنف: غزل

انگریزی ترجمہ: آربری
Toggle stanza 1
1

مطرب چو زخمه‌ها را بر تار می‌کشانی

این کاهلان ره را در کار می‌کشانی

Minstrel, when you draw your plectrums over the strings, you draw into labor these idlers of the way.

2

ای عشق چون درآیی در عالم جدایی

این بازماندگان را تا یار می‌کشانی

Love, when you enter, you draw these tarriers in the world of separation to the Beloved.

3

کوری رهزنان را ایمن کنی جهان را

دزدان شهر دل را بر دار می‌کشانی

Despite the highwaymen you make the world secure, you drag to the gallows the thieves of the heart city.

4

مکار را ببینی کورش کنی به مکری

چون یار را ببینی در غار می‌کشانی

You see the cunning schemer, and cunningly blind him; when you see the friend, you draw him into the cave.

5

بر تازیان چابک بندی تو زین زرین

پالانیان بد را در بار می‌کشانی

You bind a golden saddle on the nimble-footed horses; the evil pack-horses you draw to the baggage.

6

سوداییان ما را هر لحظه می‌نوازی

بازاریان ما را بس زار می‌کشانی

You cherish our melancholic ones every moment; our market-minded ones you drag very miserably.

7

عشاق خارکش را گلزار می‌نمایی

خودکام گل طرب را در خار می‌کشانی

To the thorn-enduring lovers you show the rose bower; you draw into the thorns the self-willed whose joy is but for a moment.

8

آن کو در آتش آید راهش دهی به آبی

و آن کو دود به آبی در نار می‌کشانی

To him who enters the fire you give access to the water; he who runs to water, you drag him into the flames.

9

موسی خاک رو را ره می‌دهی به عزت

فرعون بوش جو را در عار می‌کشانی

To Moses, dusty of face, you give the way to glory; Pharaoh, the seeker of pomp, you draw into disgrace.

10

این نعل بازگونه بی‌چون و بی‌چگونه

موسی عصاطلب را در مار می‌کشانی

This reversed horseshoe acts without how and why; Moses the stick-seeker, you draw into a serpent.

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

اندر شکست جان شد پیدا لطیف جانی

چون این جهان فروشد وا شد دگر جهانی

رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 2957

اگلی نظم

ای آنک جمله عالم از توست یک نشانی

زخمت بر این نشانه آمد کنون تو دانی

رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 2959

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

چون زخمه رجا را بر تار می‌کشانی

کاهل روان ره را در کار می‌کشانی

رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 2940

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور