رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 982غزل شمارهٔ 982شاعر: رومیوزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)قافیہ: انشدصنف: غزلصداکار: عندلیبآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںیوسف آخرزمان خرامان شدشکر و شهد مصر ارزان شد2نقل کریںلعل عرشی تو چو رو بنمودتن کی باشد که سنگها جان شد3نقل کریںتختهبند فراق تخت نشستتاج بر سر که چیست خاقان شد4نقل کریںعشق مهمان بس شگرف آمدخانهها خرد بود ویران شد5نقل کریںپر و بال از جلال حق روییدقفس و مرغ و بیضه پران شد6نقل کریںبادلان خیره گشته کاین دل کو؟بیدلان بیخبر که دل آن شد7نقل کریںپای میکوب و عیش از سر گیربه سر من مگو که پایان شد8نقل کریںزر چو درباخت خواجه صرافصرفه او برد زانکه در کان شد9نقل کریںشمس تبریز نردبانی ساختبام گردون برآ که آسان شد◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمشعر من نان مصر را ماندشب بر او بگذرد نتانی خوردرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 981اگلی نظمهر کی در ذوقِ عشق دنگ آمدنیک فارغ ز نام و ننگ آمدرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 983آڈیوصداکار منتخب کریںعندلیبآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور