رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 993غزل شمارهٔ 993شاعر: رومیوزن: مفتعلن مفتعلن فاعلن (سریع مطوی مکشوف)قافیہ: ردهاندصنف: غزلصداکاران: عندلیب، محسن لیلهکوهیآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںزان ازلی نور که پروردهانددر تو زیادت نظری کردهاند2نقل کریںخوش بنگر در همه خورشیدوارتا بگدازند که افسردهاند3نقل کریںسوی درختان نگر ای نوبهارکز دی دیوانه بپژمردهاند4نقل کریںلب بگشا هیکل عیسی بخوانکز دم دجال جفا مردهاند5نقل کریںبشکن امروز خمار همهکز می تو چاشنیی بردهاند6نقل کریںدرده تریاق حیات ابدکاین همگان زهر فنا خوردهاند7نقل کریںهمچو سحر پرده شب را بدرکاین همه محجوب دو صد پردهاند8نقل کریںبس کن و خاموش مشو صدزبانچونک یکی گوش نیاوردهاند◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمخسروانی که فتنهای چینیدفتنه برخاست هیچ ننشینیدرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 992اگلی نظمدوست همان به که بلاکش بودعود همان به که در آتش بودرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 994آڈیوصداکار منتخب کریںعندلیبمحسن لیلهکوهیآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور