رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 1603غزل شمارهٔ 1603شاعر: رومیوزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)قافیہ: یستمہم وزن و قافیہ نظمیں: 1صنف: غزلصداکار: عندلیبآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 111نقل کریںچونک در باغت به زیر سایه طوبیستمگرم در کار آمدم موقوف مطرب نیستم22نقل کریںهمچو سایه بر طوافم گرد نور آفتابگه سجودش می کنم گاهی به سر می ایستم33نقل کریںگه درازم گاه کوته همچو سایه پیش نورجمله فرعونم چو هستم چون نیم موسیستم44نقل کریںمن میان اصبعین حکم حقم چون قلمدر کف موسی عصا گاهی و گه افعیستم55نقل کریںعشق را اندیشه نبود زانک اندیشه عصاستعقل را باشد عصا یعنی که من اعمیستم66نقل کریںروح موقوف اشارت می بنالد هر دمیبر سر ره منتظر موقوف یک آریستم77نقل کریںچون از این جا نیستم این جا غریبم من غریبچون در این جا بیقرارم آخر از جاییستم◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظممی بسازد جان و دل را بس عجایب کان صیامگر تو خواهی تا عجب گردی عجایب دان صیامرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 1602اگلی نظمبده آن باده دوشین که من از نوش تو مستمبده ای حاتم عالم قدح زفت به دستمرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 1604◆زمینہم وزن و قافیہ نظمیںچون بدیدم صبح رویت در زمان برخیستمگرم در کار آمدم موقوف مطرب نیستمرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 1599◆آڈیوصداکار منتخب کریںعندلیبآڈیو چلائیں0:000:00◆ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظممی بسازد جان و دل را بس عجایب کان صیامگر تو خواهی تا عجب گردی عجایب دان صیامرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 1602
اگلی نظمبده آن باده دوشین که من از نوش تو مستمبده ای حاتم عالم قدح زفت به دستمرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 1604
چون بدیدم صبح رویت در زمان برخیستمگرم در کار آمدم موقوف مطرب نیستمرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 1599