رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 2842غزل شمارهٔ 2842شاعر: رومیوزن: فعلات فاعلاتن فعلات فاعلاتن (رمل مثمن مشکول)قافیہ: ادیہم وزن و قافیہ نظمیں: 1صنف: غزلصداکاران: فاطمه زندی، عندلیبآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 111نقل کریںبت من ز در درآمد به مبارکی و شادیبه مراد دل رسیدم به جهان بیمرادی22نقل کریںتو بپرس چون درآمد که برون نرفت هرگزکه درآمد و برون شد صفتی بود جمادی33نقل کریںغلطم مگو که چون شد ز چگونگی برون شدتو چگونهای ولیکن تو ز بیچگونه زادی44نقل کریںچه چگونه بد عدم را چه نشان نهی قدم رانگر اولین قدم را که تو بس نکو نهادی55نقل کریںهمه بیخودی پسندم همه تن چو گل بخندمبه طرب میان ببندم که چنین دری گشادی◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمبه خدا کسی نجنبد چو تو تن زنی نجنبیکه پیالههاست مردم تو شراب بخش خنبیرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 2841اگلی نظمهله ای پری شب رو که ز خلق ناپدیدیبه خدا به هیچ خانه تو چنین چراغ دیدیرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 2843◆زمینہم وزن و قافیہ نظمیںبت من به طعنه گوید چه میان ره فتادیصنما چرا نیفتم ز چنان میی که دادیرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 2845◆آڈیوصداکار منتخب کریںفاطمه زندیعندلیبآڈیو چلائیں0:000:00◆ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمبه خدا کسی نجنبد چو تو تن زنی نجنبیکه پیالههاست مردم تو شراب بخش خنبیرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 2841
اگلی نظمهله ای پری شب رو که ز خلق ناپدیدیبه خدا به هیچ خانه تو چنین چراغ دیدیرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 2843
بت من به طعنه گوید چه میان ره فتادیصنما چرا نیفتم ز چنان میی که دادیرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 2845