رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 2198غزل شمارهٔ 2198شاعر: رومیوزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)قافیہ: اکشوصنف: غزلصداکار: عندلیبآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںجمله خشم از کبر خیزد از تکبر پاک شوگر نخواهی کبر را رو بیتکبر خاک شو2نقل کریںخشم هرگز برنخیزد جز ز کبر و ما و منهر دو را چون نردبان زیر آر و بر افلاک شو3نقل کریںهر کجا تو خشم دیدی کبر را در خشم جوگر خوشی با این دو مارت خود برو ضحاک شو4نقل کریںگر ز کبر و خشم بیزاری برو کنجی بخستور ز کبر و خشم دلشادی برو غمناک شو5نقل کریںخشم سگساران رها کن خشم از شیران ببینخشم از شیران چو دیدی سر بنه شیشاک شو6نقل کریںلقمه شیرین که از وی خشم انگیزان مخورلقمه از لولاک گیر و بنده لولاک شو7نقل کریںرو تو قصاب هوا شو کبر و کین را خون بریزچند باشی خفته زیر این دو سگ چالاک شو◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمای خراب اسرارم از اسرار تو اسرار تونقشهایی دیدم از گلزار تو گلزار تورومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 2197اگلی نظمای سنایی عاشقان را درد باید درد کوبار جور نیکوان را مرد باید مرد کورومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 2199آڈیوصداکار منتخب کریںعندلیبآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمای خراب اسرارم از اسرار تو اسرار تونقشهایی دیدم از گلزار تو گلزار تورومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 2197
اگلی نظمای سنایی عاشقان را درد باید درد کوبار جور نیکوان را مرد باید مرد کورومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 2199