رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 1892غزل شمارهٔ 1892شاعر: رومیوزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)قافیہ: ادنصنف: غزلصداکار: عندلیبآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںهر شب که بود قاعده سفره نهادنما را ز خیال تو بود روزه گشادن2نقل کریںای لطف تو را قاعده بر روزه گشایانمانند مسیحا ز فلک مایده دادن3نقل کریںچون قوت دل از مطبخ سودای تو باشدباید به میان رفتن و در لوت فتادن4نقل کریںما را هم از آن آتش دل آب حیات استبر آتش دل شاد بسوزیم چو لادن5نقل کریںکار حیوان است نه کار دل و جان استدر خاک بپوسیدن و از خاک بزادن◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمما دست تو را خواجه بخواهیم کشیدنوز نیک و بدت پاک بخواهیم بریدنرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 1891اگلی نظمصد گوش نوم باز شد از راز شنودنبی بوددهنده نتوان زادن و بودنرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 1893آڈیوصداکار منتخب کریںعندلیبآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمما دست تو را خواجه بخواهیم کشیدنوز نیک و بدت پاک بخواهیم بریدنرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 1891
اگلی نظمصد گوش نوم باز شد از راز شنودنبی بوددهنده نتوان زادن و بودنرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 1893