رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 3150غزل شمارهٔ 3150شاعر: رومیوزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)قافیہ: ادتوییصنف: غزلصداکار: فاطمه زندیآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںمن مرید توَم مراد تویمن غلامم چو کیقباد توی2نقل کریںدل مرید تو و تو را خواهدکاین در بسته را گشاد توی3نقل کریںخاک پای توام ولی امروزگردم اندر هوا که باد توی4نقل کریںزهد من می جهاد من ساغرچو مرا زهد و اجتهاد توی5نقل کریںگرچه من بدنهاد و بدگهرمشاکرم چون در این نهاد توی6نقل کریںور نهادی که تو کنی برداشتخوش بود چون همه مراد توی7نقل کریںزهر باده شود چو جام تویظلم احسان شود چو داد توی8نقل کریںبس کنم ذکر تو نگویم بیشذکر هر ذکر و یاد یاد توی◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظممستم از بادههای پنهانیوز دف و چنگ و نای پنهانیرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 3149اگلی نظمچند اندر میان غوغاییخوی کن پاره پاره تنهاییرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 3151آڈیوصداکار منتخب کریںفاطمه زندیآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور