رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 830غزل شمارهٔ 830شاعر: رومیوزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)قافیہ: ونمیرودصنف: غزلصداکار: عندلیبآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںصاف جانها سوی گردون میروددرد جانها سوی هامون میرود2نقل کریںچشم دل بگشا و در جانها نگرچون بیامد چون شد و چون میرود3نقل کریںجامه برکش چونک در راهی رویچون همه ره خاک با خون میرود4نقل کریںلاله خون آلود میروید ز خاکگرچه با دامان گلگون میرود5نقل کریںجان چو شد در زیر خاکم جا کنیدخاک در خانه چو خاتون میرود6نقل کریںجان عرشی سوی عیسی میرودجان فرعونی به قارون میرود7نقل کریںسوی آن دل جان من پر میزندکو لطیف و شاد و موزون میرود8نقل کریںزانک آن جان دون حق چیزی نخواستوین دگر جان سوی مادون میرود◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمهر چه دلبر کرد ناخوش چون بودهر چه کشت افزاست آتش چون بودرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 829اگلی نظمهر زمان لطفت همی در پی رسدور نه کس را این تقاضا کی رسدرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 831آڈیوصداکار منتخب کریںعندلیبآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمهر چه دلبر کرد ناخوش چون بودهر چه کشت افزاست آتش چون بودرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 829