رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 2398غزل شمارهٔ 2398شاعر: رومیوزن: مفعول فاعلاتن مفعول فاعلاتن (مضارع مثمن اخرب)قافیہ: ردهہم وزن و قافیہ نظمیں: 1صنف: غزلصداکار: عندلیبآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںآن دم که در رباید باد از رخ تو پردهزنده شود بجنبد هر جا که هست مرده2نقل کریںاز جنگ سوی ساز آ وز ناز و خشم بازآای رختهای خود را از رخت ما نورده3نقل کریںای بخت و بامرادی کاندر صبوح شادیآن جام کیقبادی تو داده ما بخورده4نقل کریںاندیشه کرد سیران در هجر و گشت سکرانصافت چگونه باشد چون جان فزاست درده5نقل کریںتو آفتاب مایی از کوه اگر برآییچه جوشها برآرد این عالم فسرده6نقل کریںای دوش لب گشاده داد نبات دادهخوش وعدهای نهاده ما روزها شمرده7نقل کریںبر باده و بر افیون عشق تو برفزودهو از آفتاب و از مه رویت گرو ببرده8نقل کریںای شیر هر شکاری آخر روا نداریدل را به خرده گیری سوزیش همچو خرده9نقل کریںگرچه در این جهانم فتوی نداد جانمگرد و دراز گشتن بر طمع نیم گرده10نقل کریںای دوست چند گویی که از چه زرد روییصفراییم برآرم در شور خویش زرده11نقل کریںکی رغم چشم بد را آری تو جعد خود راکاین را به تو سپردم ای دل به ما سپرده12نقل کریںنی با تو اتفاقم نی صبر در فراقمز آسیب این دو حالت جان میشود فشرده13نقل کریںهم تو بگو که گفتت کالنقش فی الحجر شدگفتار ما ز دلها زو میشود سترده◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمای گرد عاشقانت از رشک تخته بستهوی جمله عاشقانت از تخت و تخته رستهرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 2397اگلی نظمای از تو من برسته ای هم توام بخوردههم در تو میگدازم چون از توام فسردهرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 2399زمینہم وزن و قافیہ نظمیںای از تو من برسته ای هم توام بخوردههم در تو میگدازم چون از توام فسردهرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 2399آڈیوصداکار منتخب کریںعندلیبآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمای گرد عاشقانت از رشک تخته بستهوی جمله عاشقانت از تخت و تخته رستهرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 2397
اگلی نظمای از تو من برسته ای هم توام بخوردههم در تو میگدازم چون از توام فسردهرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 2399
ای از تو من برسته ای هم توام بخوردههم در تو میگدازم چون از توام فسردهرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 2399