زمین
ببینم تاکیام آرَد جنون زین دامگه بیرون
پَری افشاندهام در رنگ یعنی میتپم در خون
بیدل دهلویغزلیاتغزل شمارهٔ 2552
جنون ما بیابانهاست از آوارگی بیرون
چو مجنون کاش سازد گرد ما با دامن هامون
بیدل دهلویغزلیاتغزل شمارهٔ 2553
ایا از چنبر اسلام دایم برده سر بیرون
ز سنت کرده دل خالی ز بدعت کرده سر مشحون
سناییدیوان اشعارقصایدقصیدهٔ شمارهٔ 154 - در تمجید و توحید حضرت باری
چه دانستم که این سودا مرا زین سان کند مجنون
دلم را دوزخی سازد دو چشمم را کند جیحون
رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 1855