رومی»دیوان شمس»رباعیات»رباعی شمارهٔ 1293رباعی شمارهٔ 1293شاعر: رومیوزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی)قافیہ: ارتکردمصنف: رباعیآغازاختتامآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںگفتم دل و دین بر سر کارت کردمهر چیز که داشتم نثارت کردم2نقل کریںگفتا تو که باشی که کنی یا نکنیآن من بودم که بیقرارت کردم◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمگویی تو که من ز هر هنر باخبرماین بیخبری بس که ز خود بیخبرمرومی»دیوان شمس»رباعیات»رباعی شمارهٔ 1292اگلی نظمگفتم سگ نفس را مگر پیر کنمدر گردن او ز توبه زنجیر کنمرومی»دیوان شمس»رباعیات»رباعی شمارهٔ 1294ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمگویی تو که من ز هر هنر باخبرماین بیخبری بس که ز خود بیخبرمرومی»دیوان شمس»رباعیات»رباعی شمارهٔ 1292
اگلی نظمگفتم سگ نفس را مگر پیر کنمدر گردن او ز توبه زنجیر کنمرومی»دیوان شمس»رباعیات»رباعی شمارهٔ 1294