رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 1896غزل شمارهٔ 1896شاعر: رومیوزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)قافیہ: ردنصنف: غزلصداکار: عندلیبآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںنشاید از تو چندین جور کردننشاید خون مظلومان به گردن2نقل کریںمرا بهر تو باید زندگانیوگر نی سهل دارم جان سپردن3نقل کریںاز آن روزی که نام تو شنیدمشدم عاجز من از شبها شمردن4نقل کریںروا باشد که از چون تو کریمینصیب من بود افسوس خوردن5نقل کریںخداوندا از آن خوشتر چه باشدبدیدن روی تو پیش تو مردن6نقل کریںمثال شمع شد خونم در آتشز دل جوشیدن و بر رخ فسردن7نقل کریںدر این زندان مرا کند است دنداناز این صبر و از این دندان فشردن8نقل کریںاز این خانه شدم من سیر وقت استبه بام آسمانها رخت بردن◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمبفریفتیم دوش و پرندوش به دستانخوردم دغل گرم تو چون عشوه پرستانرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 1895اگلی نظمدر این دم همدمی آمد خمش کنکه او ناگفته می داند خمش کنرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 1897آڈیوصداکار منتخب کریںعندلیبآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمبفریفتیم دوش و پرندوش به دستانخوردم دغل گرم تو چون عشوه پرستانرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 1895