رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 1897غزل شمارهٔ 1897شاعر: رومیوزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)قافیہ: اندخمشکنصنف: غزلصداکار: عندلیبآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 111نقل کریںدر این دم همدمی آمد خمش کنکه او ناگفته می داند خمش کن22نقل کریںز جام باده خاموش گویاتو را بیخویش بنشاند خمش کن33نقل کریںمزن تشنیع بر سلطان عشقشکه او کس را نرنجاند خمش کن44نقل کریںاگر در آینه دم را بگیریتو را از گفت برهاند خمش کن55نقل کریںز گردشهای تو می داند آن کسکه گردون را بگرداند خمش کن66نقل کریںهر اندیشه که در دل دفن کردییکایک بر تو برخواند خمش کن77نقل کریںز هر اندیشه مرغی آفرینددر آن عالم بپراند خمش کن88نقل کریںیکی جغد و یکی باز و یکی زاغکه یک یک را نمیماند خمش کن99نقل کریںگر آن مه را نمیبینی ببینیچو چشمت را بپیچاند خمش کن1010نقل کریںاز این عالم و زان عالم مگو زانکبه یک رنگیت می راند خمش کن◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمنشاید از تو چندین جور کردننشاید خون مظلومان به گردنرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 1896اگلی نظمندا آمد به جان از چرخ پروینکه بالا رو چو دردی پست منشینرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 1898◆آڈیوصداکار منتخب کریںعندلیبآڈیو چلائیں0:000:00◆ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور