رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 655غزل شمارهٔ 655شاعر: رومیوزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)قافیہ: ارمداریدہم وزن و قافیہ نظمیں: 1صنف: غزلصداکار: عندلیبآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںاز بهر خدا عشق دگر یار مداریددر مجلس جان فکر دگر کار مدارید2نقل کریںیار دگر و کار دگر کفر و محالستدر مجلس دین مذهب کفار مدارید3نقل کریںدر مجلس جان فکر چنانست که گفتارپنهان چو نمیماند اضمار مدارید4نقل کریںگر بانگ نیاید ز فسا بوی بیایددر دل نظر فاحشه آثار مدارید5نقل کریںآن حارس دل مشرف جان سخت غیورستبا غیرت او رو سوی اغیار مدارید6نقل کریںهر وسوسه را بحث و تفکر بمخوانیدهر گمشده را سرور و سالار مدارید7نقل کریںیاقوت کرم قوت شما بازنگیردخود را گرو نفس علف خوار مدارید8نقل کریںالعزه لله جمیعا چو شنیدیتخاطر به سوی سبلت و دستار مدارید9نقل کریںچون اول خط نقطه بد و آخر نقطهخود را تبع گردش پرگار مدارید10نقل کریںدر مشهد اعظم به تشهد بنشینیدهش را به سوی گنبد دوار مدارید11نقل کریںانکار بسوزد چو شهادت بفروزدبا شاهد حق نکرت انکار مدارید12نقل کریںیک نیم جهان کرکس و نیمیش چو مردارهین چشم چو کرکس سوی مردار مدارید13نقل کریںآن نفس فریبنده که غرست و غرورستهین عشق بر آن غره غرار مدارید14نقل کریںگه زلف برافشاند و گه جیب گشایدگلگونه او را به جز از خار مدارید15نقل کریںاو یار وفا نبود و از یار ببردآن ده دله را محرم اسرار مدارید16نقل کریںاو باده بریزد عوضش سرکه فروشدآن حامضه را ساقی و خمار مدارید17نقل کریںما حلقه مستان خوش ساقی خویشیمما را سقط و بارد و هشیار مدارید18نقل کریںگر ناف دهی پشک فروشد عوض مشکآن ناف ورا نافه تاتار مدارید19نقل کریںچون روح برآمد به سر منبر تذکیرخود را سپس پرده گفتار مدارید◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمهر نکته که از زهر اجل تلختر آیدآن را چو بگوید لب تو چون شکر آیدرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 654اگلی نظممرغان که کنون از قفس خویش جداییدرخ باز نمایید و بگویید کجاییدرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 656زمینہم وزن و قافیہ نظمیںصحبت به حریفان سیه کار مداریدبر روی سخن آینه تار مداریدصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 4449آڈیوصداکار منتخب کریںعندلیبآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمهر نکته که از زهر اجل تلختر آیدآن را چو بگوید لب تو چون شکر آیدرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 654
اگلی نظممرغان که کنون از قفس خویش جداییدرخ باز نمایید و بگویید کجاییدرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 656