رومی»دیوان شمس»رباعیات»رباعی شمارهٔ 116رباعی شمارهٔ 116شاعر: رومیوزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی)قافیہ: ذاشتہم وزن و قافیہ نظمیں: 1صنف: رباعیصداکار: بهناز شکوهیآڈیوبهناز شکوهیخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوبهناز شکوهیخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںآمد بر من چو در کفم زر پنداشتچون دید که زر نیست وفا را بگذاشت2نقل کریںاز حلقهٔ گوش او چنین پندارمکانجا که زر است گوش میباید داشت◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمآسوده کسی که در کم و بیشی نیستدر بند توانگری و درویشی نیسترومی»دیوان شمس»رباعیات»رباعی شمارهٔ 115اگلی نظمآن آتش ساده که ترا خورد و بکاستآن ساده به از دو صد نگار زیبا استرومی»دیوان شمس»رباعیات»رباعی شمارهٔ 117زمینہم وزن و قافیہ نظمیںرفتن چو ضرورتاست و منزل به گذاشت،من خود ننهم دلی که بر باید داشتسعدی»مواعظ»مفردات»شمارهٔ 7آڈیوصداکار منتخب کریںبهناز شکوهیآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمآسوده کسی که در کم و بیشی نیستدر بند توانگری و درویشی نیسترومی»دیوان شمس»رباعیات»رباعی شمارهٔ 115
اگلی نظمآن آتش ساده که ترا خورد و بکاستآن ساده به از دو صد نگار زیبا استرومی»دیوان شمس»رباعیات»رباعی شمارهٔ 117