رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 1812غزل شمارهٔ 1812شاعر: رومیوزن: مستفعلن مستفعلن مستفعلن مستفعلن (رجز مثمن سالم)قافیہ: مخدومجانمشمسدینصنف: غزلصداکار: عندلیبآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںای نور افلاک و زمین چشم و چراغ غیب بینای تو چنین و صد چنین مخدوم جانم شمس دین2نقل کریںتا غمزهات خون ریز شد وان زلف عنبربیز شدجان بنده تبریز شد مخدوم جانم شمس دین3نقل کریںخورشید جان همچون شفق در مکتب تو نوسبقای بندهات خاصان حق مخدوم جانم شمس دین4نقل کریںای بحر اقبال و شرف صد ماه و شاهت در کنفبرداشتم پیش تو کف مخدوم جانم شمس دین5نقل کریںای هم ملوک و هم ملک در پیشت ای نور فلکاز همدگر مسکینترک مخدوم جانم شمس دین6نقل کریںمطلوب جمله جانها جان را سوی اجلالهاتو داده پر و بالها مخدوم جانم شمس دین7نقل کریںدل را ز تو حالی دگر در سلطنت قالی دگرتا پرد از بالی دگر مخدوم جانم شمس دین◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمخوش می گریزی هر طرف از حلقه ما نی مکنای ماه برهم می زنی عهد ثریا نی مکنرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 1811اگلی نظمکو خر من کو خر من پار بمرد آن خر منشکر خدا را که خرم برد صداع از سر منرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 1813آڈیوصداکار منتخب کریںعندلیبآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمخوش می گریزی هر طرف از حلقه ما نی مکنای ماه برهم می زنی عهد ثریا نی مکنرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 1811
اگلی نظمکو خر من کو خر من پار بمرد آن خر منشکر خدا را که خرم برد صداع از سر منرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 1813