رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 1813غزل شمارهٔ 1813شاعر: رومیوزن: مفتعلن مفتعلن مفتعلن مفتعلن (رجز مثمن مطوی)قافیہ: رمنہم وزن و قافیہ نظمیں: 1صنف: غزلصداکار: عندلیبآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںکو خر من کو خر من پار بمرد آن خر منشکر خدا را که خرم برد صداع از سر من2نقل کریںگاو اگر نیز رود تا برود غم نخورمنیست ز گاو و شکمش بوی خوش عنبر من3نقل کریںگاو و خری گر برود باد ابد در دو جهاندلبر من دلبر من دلبر من دلبر من4نقل کریںحلقه به گوش است خرم گوش خر و حلقه زرحیف نگر حیف نگر وازر من وازر من5نقل کریںسر کشد و ره نرود ناز کند جو نخوردجز تل سرگین نبود خدمت او بر در من6نقل کریںگاو بر این چرخ بر این گاو دگر زیر زمینزین دو اگر من بجهم بخت بود چنبر من7نقل کریںرفتم بازار خران این سو و آن سو نگراناز خر و از بنده خر سیر شد این منظر من8نقل کریںگفت کسی چون خر تو مرد خری هست بخرگفتم خاموش که خر بود به ره لنگر من◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمای نور افلاک و زمین چشم و چراغ غیب بینای تو چنین و صد چنین مخدوم جانم شمس دینرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 1812اگلی نظمعشق تو آورد قدح پر ز بلای دل منگفتم می می نخورم گفت برای دل منرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 1814زمینہم وزن و قافیہ نظمیںآینهای بزدایم از جهت منظر منوای از این خاک تنم تیره دل اکدر منرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 1816آڈیوصداکار منتخب کریںعندلیبآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمای نور افلاک و زمین چشم و چراغ غیب بینای تو چنین و صد چنین مخدوم جانم شمس دینرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 1812
اگلی نظمعشق تو آورد قدح پر ز بلای دل منگفتم می می نخورم گفت برای دل منرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 1814