رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 1814غزل شمارهٔ 1814شاعر: رومیوزن: مفتعلن مفتعلن مفتعلن مفتعلن (رجز مثمن مطوی)قافیہ: ایدلمنصنف: غزلصداکاران: فاطمه زندی و دیگرآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںعشق تو آورد قدح پر ز بلای دل منگفتم می می نخورم گفت برای دل من2نقل کریںداد می معرفتش با تو بگویم صفتشتلخ و گوارنده و خوش همچو وفای دل من3نقل کریںاز طرفی روح امین آمد و ما مست چنینپیش دویدم که ببین کار و کیای دل من4نقل کریںگفت که ای سر خدا روی به هر کس منماشکر خدا کرد و ثنا بهر لقای دل من5نقل کریںگفتم خود آن نشود عشق تو پنهان نشودچیست که آن پرده شود پیش صفای دل من6نقل کریںعشق چو خون خواره شود رستم بیچاره شودکوه احد پاره شود آه چه جای دل من7نقل کریںشاد دمی کان شه من آید در خرگه منباز گشاید به کرم بند قبای دل من8نقل کریںگوید که افسرده شدی بیمن و پژمرده شدیپیشتر آ تا بزند بر تو هوای دل من9نقل کریںگویم کان لطف تو کو بنده خود را تو بجوکیست که داند جز تو بند و گشای دل من10نقل کریںگوید نی تازه شوی بیحد و اندازه شویتازهتر از نرگس و گل پیش صبای دل من11نقل کریںگویم ای داده دوا لایق هر رنج و عنانیست مرا جز تو دوا ای تو دوای دل من12نقل کریںمیوه هر شاخ و شجر هست گوای دل اوروی چو زر اشک چو در هست گوای دل من◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمکو خر من کو خر من پار بمرد آن خر منشکر خدا را که خرم برد صداع از سر منرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 1813اگلی نظممن خوشم از گفت خسان وز لب و لنج ترشانمن بکشم دامن تو دامن من هم تو کشانرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 1815آڈیوصداکار منتخب کریںفاطمه زندیعندلیبمحسن لیلهکوهیآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمکو خر من کو خر من پار بمرد آن خر منشکر خدا را که خرم برد صداع از سر منرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 1813
اگلی نظممن خوشم از گفت خسان وز لب و لنج ترشانمن بکشم دامن تو دامن من هم تو کشانرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 1815