رومی»دیوان شمس»رباعیات»رباعی شمارهٔ 798رباعی شمارهٔ 798شاعر: رومیوزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی)قافیہ: مباشدہم وزن و قافیہ نظمیں: 2صنف: رباعیآغازاختتامآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںگفتی که بگو زبان چه محرم باشدمحرم نبود هرچه به عالم باشد2نقل کریںوالله نتوان حدیث آن دم گفتنبا او که سرشت خاک آدم باشد◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمگفتم که ز خردی دل من نیست پدیدغمهای بزرگ تو در او چون گنجیدرومی»دیوان شمس»رباعیات»رباعی شمارهٔ 797اگلی نظمکو پای که او باغ و چمن را شایدکو چشم که او سرو و سمن را شایدرومی»دیوان شمس»رباعیات»رباعی شمارهٔ 799زمینہم وزن و قافیہ نظمیںهر سرو که در بسیط عالم باشدشاید که به پیش قامتت خم باشدسعدی»دیوان اشعار»رباعیات»رباعی شمارهٔ 45کی غم خورد آنکه با تو خرم باشدور نور تو آفتاب عالم باشدرومی»دیوان شمس»رباعیات»رباعی شمارهٔ 803ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمگفتم که ز خردی دل من نیست پدیدغمهای بزرگ تو در او چون گنجیدرومی»دیوان شمس»رباعیات»رباعی شمارهٔ 797
اگلی نظمکو پای که او باغ و چمن را شایدکو چشم که او سرو و سمن را شایدرومی»دیوان شمس»رباعیات»رباعی شمارهٔ 799