رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 1485غزل شمارهٔ 1485شاعر: رومیوزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)قافیہ: راییمصنف: غزلصداکاران: فاطمه زندی، عندلیبآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںصبح است و صبوح است بر این بام برآییماز ثور گریزیم و به برج قمر آییم2نقل کریںپیکار نجوییم و ز اغیار نگوییمهنگام وصال است بدان خوش صور آییم3نقل کریںروی تو گلستان و لب تو شکرستاندر سایه این هر دو همه گلشکر آییم4نقل کریںخورشید رخ خوب تو چون تیغ کشیدهستشاید که به پیش تو چو مه شبسپر آییم5نقل کریںزلف تو شب قدر و رخ تو همه نوروزما واسطه روز و شبش چون سحر آییم6نقل کریںاین شکل ندانیم که آن شکل نمودیور زانک دگرگونه نمایی دگر آییم7نقل کریںخورشید جهانی تو و ما ذره پنهاندرتاب در این روزن تا در نظر آییم8نقل کریںخورشید چو از روی تو سرگشته و خیرهستما ذره عجب نیست که خیره نگر آییم9نقل کریںگفتم چو بیایید دو صد در بگشاییدگفتند که این هست ولیکن اگر آییم10نقل کریںگفتم که چو دریا به سوی جوی نیایدچون آب روان جانب او در سفر آییم11نقل کریںای ناطقه غیب تو برگوی که تا مااز مخبر و اخبار خوشت خوش خبر آییم◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمبشکن قدح باده که امروز چنانیمکز توبه شکستن سر توبه شکنانیمرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 1484اگلی نظمچون آینه رازنما باشد جانمتانم که نگویم نتوانم که ندانمرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 1486آڈیوصداکار منتخب کریںفاطمه زندیعندلیبآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمبشکن قدح باده که امروز چنانیمکز توبه شکستن سر توبه شکنانیمرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 1484