رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 2446غزل شمارهٔ 2446شاعر: رومیوزن: مستفعلن مستفعلن مستفعلن مستفعلن (رجز مثمن سالم)قافیہ: انتاختیصنف: غزلصداکار: عندلیبآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںای شهسوار خاص بک کز عالم جان تاختیمیخانهها برهم زدی تا سوی میدان تاختی2نقل کریںچون ساکنان آسمان خود گوش ما برتافتندتو سبلتان برتافتی هم سوی ایشان تاختی3نقل کریںای تو نهاده یک قدم بگذشته از هر دو جهانآه پس کدامین عرصه بد تا تو بر اسبان تاختی4نقل کریںخود پردهها و قافیه وآنگه خراب عشق توتو پردهای نگذاشتی چون سوی انسان تاختی5نقل کریںعقل از تو بیعقلی شده عشق از تو هم حیران شدهمر جسم را خود اسم شد تو چونک بر جان تاختی◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظماز بامدادان ساغری پر کرد خوش خمارهایچون فرقدی عرعرقدی شکرلبی مه پارهایرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 2445اگلی نظمیک ساعت ار دو قبلکی از عقل و جان برخاستیاین عقل ما آدم بدی این نفس ما حَوّاستیرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 2447آڈیوصداکار منتخب کریںعندلیبآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظماز بامدادان ساغری پر کرد خوش خمارهایچون فرقدی عرعرقدی شکرلبی مه پارهایرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 2445
اگلی نظمیک ساعت ار دو قبلکی از عقل و جان برخاستیاین عقل ما آدم بدی این نفس ما حَوّاستیرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 2447