رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 2447غزل شمارهٔ 2447شاعر: رومیوزن: مستفعلن مستفعلن مستفعلن مستفعلن (رجز مثمن سالم)قافیہ: استیصنف: غزلصداکار: عندلیبآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںیک ساعت ار دو قبلکی از عقل و جان برخاستیاین عقل ما آدم بدی این نفس ما حَوّاستی2نقل کریںور آدم از ایوان دل درنامدی در آب و گلتدریس با تقدیس او بالاتر از اسماستی3نقل کریںور لانسلم گوی ظن اسلمت گفتی چون خلیلنفس چو سایه سرنگون خورشید سربالاستی4نقل کریںور هستی تن لا شدی این نفس سربالا شدیبعد از تمامی لا شدن در وحدت الاستی5نقل کریںگر ضعف و سستی نیستی در دیده خفاش تنبر جای یک خورشید صد خورشید جان افزاستی6نقل کریںگر نیک و بد نزد خدا یک سان بدی در ابتلابا جبرئیل ماه رو ابلیس هم سیماستی7نقل کریںور رازدارستی بشر پیدا نکردی خیر و شرهر چه که ناپیداستش بر وی همه پیداستی8نقل کریںاین حس چون جاسوس ما شد بسته و محبوس ماچون مینبیند اصل را ای کاشکی اعماستی9نقل کریںبنشسته حس نفس خس نزدیک کاسه چون مگسگر کاسه نگزیدی مگس در حین مگس عنقاستی10نقل کریںاستارهها چون کاسها مانند زرین طاسهاآراستش بر طامعان ای کاشکی ناراستی11نقل کریںخاموش باش اندیشه کن کز لامکان آید سخنبا گفت کی پردازیی گر چشم تو آن جاستی12نقل کریںاز شمس تبریزی ببین هر ذره را نور یقینگر ذوق در گفتن بدی هر ذرهای گویاستی◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمای شهسوار خاص بک کز عالم جان تاختیمیخانهها برهم زدی تا سوی میدان تاختیرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 2446اگلی نظمای داده جان را لطف تو خوشتر ز مستی حالتیخوشتر ز مستی ابد بیباده و بیآلتیرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 2448آڈیوصداکار منتخب کریںعندلیبآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمای شهسوار خاص بک کز عالم جان تاختیمیخانهها برهم زدی تا سوی میدان تاختیرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 2446
اگلی نظمای داده جان را لطف تو خوشتر ز مستی حالتیخوشتر ز مستی ابد بیباده و بیآلتیرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 2448